نفر هفتم خانواده ما هم آمد.


خدا لطف کرد و یکی از همبازی های فرشته هاش رو به ما هدیه کرد.

نمی دونم چطوری ولی همون روز اول دل کل فامیل رو برد. من که کلا تو این هفته فقط یه روز اونم به زور امتحان رفتم دانشگاه. همون ی روزم کلی دلم برا فرشته کوچولو تنگ شد.

واقعا نمی دونم خدا چه هدیه ای بهتر از یه فرشته میتونه به یه خانواده بده. پاکی این فرشته کوچولو انگار کل غم و غصه دنیا رو از یاد آدم می بره، نگاه کردن به چهره اش دل آدم رو شاد میکنه.

امیدوارم خدا با صالح و سالم بودنش دل همه رو شاد تر از قبل بکنه ( البته این مورد تا حد زیادی به ما بستگی داره! ).

 

پ . ن : داییش داره براش غش میکنه !