بسم الله الرحمن الرحیم ...


"الیس الله بکاف عبده"

فرزندم، عزیزتر از جانم و شیرۀ جان پدر، حال که پای در فضای نوزده سالگی گذاشته ای امید آن بر سایۀ جدید زندگی ات افتاده که هر چه بیشتر بر اعتقادات، اخلاق و احکام، همچنین علوم روز غور نموده و سراسر عمر را ربوده و از آن نهایت استفاده را ببری.

کسی که شنزار کلمات توان ابراز احساساتش را به فرزندش ندارد.

پدرت

10/6/1388

11/9/1430

خنده کنان میرود روز جزا در بهشت

آنکه به دنیا کند گریه برای حسین علیه السلام

.

.

.

پ.ن 1 : یادداشت تبریک تولدم، بابام با همون دستای لرزونش نوشته بود. خدا میدونه چند ساعته زحمت کشیده تا این متن رو بنویسه ...

پ.ن 2 : چقدر دیشب جای بابام خالی بود تو خونمون، و چقدر دلم تنگ شد برای لباس رسمی پوشیدن و ابراز محبت های خاص بابام ...

پ.ن 3 : داغِ پدر سرد شدنی نیست انگار .....